۲۴ (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو

فهرست مندرجات

[ویرایش] فصل ۱

کیم:اون هنوز باهات سرد برخورد می‌کنه؟
جک:اگه منظورت از "اون" مادرته، ممنون می‌شم بهش بگی مامان. و این که نه، اون فقط سرش شلوغه.
کیم:اون خیلی سرش شلوغه!

[ویرایش] فصل ۲

نینا:اون قبل از این‌که من بتونم بگم "سلام" یه گلوله خالی می‌کنه تو مغزم و بعدش هم خودش رو می‌کشه.
جک:خب، ما نمی‌ذاریم خودش رو بکشه.

[ویرایش] فصل ۳

میشل دسلر:اگه بهم قول بدی که مجبور نیستم آشپزی کنم، باهات هرجایی می‌یام.
تونی آلمیدا:عزیزم، من تو رو هرجایی می‌برم اگه قول بدی آشپزی نکنی.

[ویرایش] فصل ۴

جک: آقای رئیس‌جمهور [پالمر]، کار کردن با شما برای من باعث افتخار بود. [آخرین مکالمه دیوید پالمر و جک]
دیوید پالمر:من هم همینطور.

[ویرایش] فصل ۵

[ویرایش] فصل ۶

بیوکنان:جک، من نمی‌دونم باید چی بگم.
جک:فرق مردن برای یه چیزی و مردن برای هیچی رو میفهمی؟ تنها دلیلی که من چین سعی کردم تا زنده بمونم این بود که نمی‌خواستم برای هیچی بمیرم. امروز می‌تونم برای یه چیزی بمیرم. راهم، انتخاب خودم.

[ویرایش] فصل ۷

[ویرایش] فصل ۸

جک (با دوربین اسنایپر روی لوگان زوم کرده):به پرزیدنت سواروف زنگ بزن و بگو که می‌خوای فوراً بعد از کنفرانس مطبوعاتی در همین اتاق ملاقاتش کنی.
چارلز لوگان:و باید بهش چی بگم؟
جک (با لبخند):یه بار صداقت رو امتحان کن. بهش بگو اطلاعاتی در مورد سوءقصد بهش دریافت کردی.
Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر