ژاندارک

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو

ژاندارک (به فرانسوی: Jeanne d'Arc) و گاه دوشیزهٔ اورلئان (۱۴۱۲-۱۴۳۱)، قهرمان ملی فرانسه و قدیسه‌ای در کلیسای کاتولیک بود.

[ویرایش] جملات منسوب به ژاندارک

  • «ای عزیزترین ای خداوند! به احترام عشق مقدست! از تو التماس می‌کنم اگر مرا دوست داری به من بیاموز که چگونه به این مردان کلیسا پاسخ دهم.»
  • «من در همه امور به آفریدگارم به خداوند توکل می‌کنم و او را از ته قلبم دوست دارم.»
  • در دادگاه از او پرسیدند که آیا مورد عنایت خاص خداوند قرار دارد. پاسخ داد: «اگر نیستم خداوند مرا مورد عنایت خود قرار دهد و اگر هستم این مقام را برایم حفظ کند. اگر می‌دانستم که خداوند به من لطفی ندارد غمگین‌ترین موجود روی زمین بودم.»
  • «تا قبل از اواسط ماه روزه باید نزد دوفن بروم حتی اگر پاهایم تا زانو سائیده شوند.»
    • در زمان اقامت در شهر وکولور
  • «حتی اگر صدها پدر و مادر (تعمیدی) داشتم و دختر پادشاه بودم باز هم باید می‌رفتم.»
    • زمان اقامت در شهر وکولور
  • ژان دو مِس (دو مِتز) از او پرسید که ترجیح می‌دهد چه موقع وکولور را به قصد شینون ترک کند. ژان‌دارک پاسخ داد «امروز بهتر از فرداست و فردا بهتر از روزهای بعد.»
  • «ولیعهد بزرگوار، من ژانِ دوشیزه هستم. پادشاه آسمان مرا فرستاده تا شما و قلمرویتان را یاری کنم.»
    • (ژان در حضور شارل هفتم در دربار وی واقع در شینون)
  • هنگامی که کشیشهای دانشگاه پوآتیه از او پرسیدند مگر خدا برای نجات فرانسه به کمک سربازها نیاز دارد پاسخ داد: «سربازها می‌جنگند و پروردگار به آنها پیروزی می‌دهد.»
  • «من به پوآتیه نیامده‌ام که به شما معجزه نشان دهم. مرا به اورلئان ببرید تا در آنجا نشانه‌هایی را که برای آنها فرستاده شده‌ام به شما نشان بدهم»
  • ژان خطاب به ترز، همسر دوک آلانسون که نگران زندگی همسرش بود: «من به شما قول می‌دهم که کمترین آسیبی به همسر عزیزتان نخواهد رسید. نگران نباشید خانم! او پیش شما خواهد برگشت در حالیکه همچون الان سالم است حتی شاید از الان هم بهتر باشد»
  • ژان در زندانش در شهر روآن (وقتی که به او خبر دادند که خودش را برای مرگ آماده کند) گریست و گفت: «آه! ترجیح می‌دادم که هفت بار سرم را بزنند تا اینکه مرا در آتش بسوزانند. افسوس! که بدن پاک و سالم من که هرگز آلوده نشد امروز باید بسوزد و تبدیل به خاکستر شود»
  • ژان در اعدامگاه (در شهر روآن، ۳۰ ماه می‌۱۴۳۱): «روآن! روآن! یعنی من باید اینجا بمیرم؟ آه روآن من میترسم که تو خونبهای مرا گران پرداخت کنی»
  • ژان خطاب به مردم (در اعدامگاه لحظاتی قبل از روشن شدن آتش): «از همه شما کسانی که در اینجا ایستاده‌اید خواهش می‌کنم که اگر ظلمی به شما کرده‌ام مرا ببخشید و برایم دعا کنید»
  • ژان در اعدامگاه زمانی که آتش در اطرافش شعله‌ور شد: «نداهای من از جانب خداوند آمده بودند و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود»
  • «به خودتان کمک کنید تا خداوند کمکتان کند.»
  • ژان در دادگاه به اسقف پیر کوشون هشدار داد و گفت: «شما ادعا می‌کنید که قاضی من هستید. من نمی‌دانم که واقعا هستید یا نه. ولی به شما می‌گویم که حواستان را خوب جمع کنید که به اشتباه قضاوت نکنید، چرا که خودتان را در معرض خطر بزرگی قرار داده‌اید. من به شما هشدار می‌دهم، پس اگر خداوند به خاطر این کار شما را مجازات کرد من وظیفه خودم را با اخطار به شما انجام داده‌ام»
    • (ژان - محاکمه در روآن)
  • «شما دقت زیادی می‌کنید که هر چیزی را که علیه من است در دادگاه ثبت کنید ولی چیزهایی را که به نفع من است ثبت نمی‌کنید»
    • (ژان در دادگاه)
  • ژان خطاب به یکی از دوستانش از دهکده دونرمی: «از هیچ چیز جز خیانت نمی‌ترسم»
  • ژان خطاب به زنی که جواهراتش را برای تبرک پیش او آورده بود با خنده گفت: «خودت به آنها دست بکش و مطمئن باش که از دست تو هم به اندازه دست من متبرک خواهند شد.»


  • کنت لوکزامبورگ به دیدن ژان در زندانش آمد و به او وعده داد که اگر سعی نکند از زندان فرار کند فدیه او را پرداخت کرده و آزادی او را خواهد خرید. ژان به کنت چنین پاسخ داد:«کنت! مرا دست انداخته ای؟! فدیه؟! شوخی میکنی! تو نه دوست داری که این کار را بکنی و نه قدرتش را داری»
  • «من میدانم که انگلیسیها مرا خواهند کشت چرا که فکر میکنند بعد از مرگ من قلمروی فرانسه را به دست خواهند آورد ولی اگر صد هزار نفر به تعداد سربازانشان اضافه شود باز هم به فرانسه دست پیدا نخواهند کرد»
  • «مرا پیش خداوند بفرستید، همان کسی که از پیش او آمده‌ام»
  • «اگر محکوم شده و به دادگاه آورده شوم، و ببینم که مشعل را روشن و هیزمها را آماده می‌کنند و جلاد آماده‌است که آتش را برافروزد، حتی اگر در میان شعله‌های آتش باشم باز هم چیزی به غیر از این نخواهم گفت و تا لحظه مرگ حرفم همین چیزی است که در این دادگاه گفته‌ام»
  • «نداهایم به من گفتند که خطای بزرگی مرتکب شدم که اعتراف به اشتباه بودن اعمالم کردم. هر چیزی که در روز چهارشنبه گفتم به خاطر ترس از آتش بود»
    • (ژان - یکشنبه ۲۸ ماه می‌سال ۱۴۳۱)


[ویرایش] منابع

http://www.stjoan-center.com/quotable

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
ژاندارک
دارد.

این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.