از ویکیگفتاورد
نیمتاج سلماسی (نیمتاج خاکپور)، نوه حاج وزیر سلماسی و دختر یوسف لکستانی و به گفتهٔ دیگر، فرزند مسعوددیوان سلماسی است. وی تا سال ۱۳۳۷ قمری در سلماس زندگی میکرده و سپس به تهران مهاجرت کرده است.
[ویرایش] دارای منبع
[ویرایش] اندیشهنگاران زن در مشروطه
| ایرانیان که فر کیان آرزو کنند |
|
باید نخست کاوه خود جستجو کنند |
| مردی بزرگ باید و عزمی بزرگتر |
|
تا حل مشکلات بهنیروی او کنند |
| آزادگی بهدسته شمشیر بستهاند |
|
مردان هماره تکیه خود را بدو کنند |
| در اندلس نماز جماعت بهپا کنند |
|
آنها که قادسیه به خونها وضو کنند |
| ایوان پیشکسته مرمت نمیشود |
|
صدبار اگر بهظاهر وی رنگ و رو کنند |
| نوحی دگر بباید و توفان وی زنو |
|
تا لکههای ننگ شما شستشو کنند |
| قانون خلقت است که باید شود ذلیل |
|
هر ملتی که راحتی و عیش خو کنند |
| کیست که پیغام ما به شهر تهران برد |
|
ز گلّهٔ دربهدر خبر بهچوپان برد |
| زمامداران ما غنوده در پارکها |
|
ناله طفلان ما گوش دلیران برد |
| اشک یتیمان ما سیل مهیبی شود |
|
تمام این پارکها ز بیخ و بنیان برد |
| کجاست گردنکشان که بوده اندر عجم |
|
هنوز تاریخ ما شرف از ایشان برد |
| کجاست یک شیر نر بهعزم بندد کمد |
|
تمام این روبهان بهسوی زندان برد |
| هنوز در خاک و خون خفته جوانان ما |
|
تمام درندگان طعمه از آنان برند |
| وطنپرستان ما فتاده دور از وطن |
|
گشوده دست سؤال بهپیش دونان برد |
[ویرایش] پیوند به بیرون