نهجالبلاغه
از ویکیگفتاورد
نهجالبلاغه،نام کتابی است به زبان عربی که مجموعهای از خطبهها، نامهها و اندرزهای (حکمتها)ی علی ابن ابیطالب، امام اول شیعیان و چهارمین خلیفه مسلمانان است.گردآورندهٔ نهجالبلاغه، ابوالحسن محمد بن حسین موسوی معروف به سید رضی و شریف رضی است. نهجالبلاغه عنوانی است که سید رضی برای منتخبی از خطبهها و مواعظ، نامهها و عهدنامهها، و کلمات کوتاه و قصار علی بن ابیطالب برگزیدهاست. نثر این کتاب از جمله شیواترین متون عربی محسوب میشود.در این نوشتار ترجمه فارسی آن قرار داده شده است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] گفتاورد
[ویرایش] از خطبه ها
[ویرایش] خطبه بیست و هفتم(جهاد)
- « جهاد ، درى است از درهاى بهشت كه خدا به روى گزيده دوستان خود گشوده است ، و جامه تقوى است ، كه بر تن آنان پوشيده است.»
- « امّا هيچ يك از شما خود را براى جهاد آماده نساخت و از خوارمايگى ، هر كس كار را به گردن ديگرى انداخت ، تا آنكه از هر سو بر شما تاخت آوردند و شهرها را يكى پس از ديگرى از دستتان برون كردند . اكنون سربازان اين مرد غامدى به انبار درآمده و حسّان پسر حسّان بكرى را كشته و مرزبانان را از جايگاههاى خويش راندهاند . شنيدهام مهاجم به خانههاى مسلمانان ، و كسانى كه در پناه اسلام اند در آمده ، گردنبند و دستبند و گوشواره و خلخال از گردن و دست و پاى زنان به در مىكرده است ، حالى كه آن ستمديدگان برابر آن متجاوزان ، جز زارى و رحمت خواستن سلاحى نداشتهاند . سپس غارتگران ، پشتوارهها از مال مسلمانان بسته ، نه كشتهاى بر جاى نهاده و نه خسته ، به شهر خود بازگشتهاند . اگر از اين پس مرد مسلمانى از غم چنين حادثه بميرد ، چه جاى ملامت است ، كه در ديده من شايسته چنين كرامت است . »
- « شگفتا به خدا كه هماهنگى اين مردم در باطل خويش ، و پراكندگى شما در حقّ خود ، دل را مىميراند ، و اندوه را تازه مىگرداند . زشت باديد و از اندوه برون نياييد كه آماج تير بلاييد ، بر شما غارت مىبرند و ننگى نداريد . با شما پيكار مىكنند و به جنگى دست نمىگشاييد . خدا را نافرمانى مىكنند و خشنودى مىنماييد.»
- «اگر در تابستان شما را بخوانم ، گوييد هوا سخت گرم است ، مهلتى ده تا گرما كمتر شود . اگر در زمستان فرمان دهم ، گوييد سخت سرد است ، فرصتى ده تا سرما از بلاد ما به در شود . شما كه از گرما و سرما چنين مىگريزيد ، با شمشير آخته كجا مىستيزيد ؟.»
- « هنوز بيست سال نداشتم كه پا در معركه گذاشتم ، و اكنون ساليان عمرم از شصت فزون است .»
- « آن را كه فرمان نبرند سررشته كار از برون است .»
[ویرایش] از نامه ها
[ویرایش] سخنان قصار
- «آن كه طمع را شعار خود گرداند خود را خرد نماياند ، و آن كه راز سختى خويش بر هر كس گشود ، خويشتن را خوار نمود .و آن كه زبانش را بر خود فرمانروا ساخت خود را از بها بينداخت .»
- حکمت 2
- «بخل ننگ است و ترس نقصان ، و درويشى كند كننده زبان زيرك در برهان ، و تنگدست بيگانه در ديار خود بر همگان .»
- حکمت 3
- «دانش ميراثى است گزين و آداب ، زيورهاى نوين جان و تن و انديشه آينه روشن . »
- حکمت 5