مرزباننامه
از ویکیگفتاورد
مرزباننامه کتابیست نوشتهٔ اسپهبد مرزبانبن رستمبن شهریاربن شروینبن رستمبن سرخاببن قارن. بعدها سعدالدین وراوینی آن را از لهجه طبری به فارسی دری نقل کرد.
- «آن عیب که از یک دروغ گفتن بنشیند، بهتر از راستی که به رنجی زاید.»
- «آنکه به دروغگویی منسوب گشت اگر راست گوید، از او باور ندارند.»
- «از همپشتی دشمنان اندیش، نه از بسیاری ایشان.»
- «بکاشتند و بخوردیم و کاشتیم و خورند// چو بنگری همه برزیگران یکدگریم»
- «چون گِل بر دیوار زنی اگر در نگیرد، نقش آن لامحاله بماند.»
- «خاموشی، هم پرده عورت جهل است و هم شکوه عظمت دانایی.»
- «دستور گفت: شنیدم که بزرجمهر هر بامداد که به خدمت خسرو شتافتی او را گفتی شبخیز باش تا کامروا باشی.»
- «دیگران نشاندند ما خوردیم ما به نشانیم دیگران خورند.»
- «راز با مرد سادهدل و بسیارگو و میخواره و پراکندهصحبت مگوی که این طایفه از مردم، بر حفظ و کتمان آن قادر نباشند.»
- «راز چیزی است که بقای آن در محافظت است و هلاک آن در افشاء.»
- «هنرمند شایستهٔ بخت ور// نپیچد ز رأی خردمند سر// اگر زیرکی کار هشیار کن// به عقل دگر، عقل خود یار کن»
- «هیچ گاه در ملاعب صبیان پشت ما نردبان هوا نبوده و ساق و ساعد ما را به عادت نسوان مصور و مخلخل نیافته اند. ما نواله ی اکل و شرب از مذبح فریسه ی خویش خوریم نه از فضاله ی مطبخ و هریسه ی دیگران.»

