مبارزه متعالی
از ویکیگفتاورد
آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی
الف [ویرایش]
- «از ضربات غير مؤثر و غير كارا بپرهيز. مؤثرترين و كاراترين ضربه ها را وارد كن.»
- «اصول اخلاقي را در مبارزه بكارگير.»
- «از جايي كه حريف ات انتظار ندارد به او ضربه بزن .»
- «اگر به سمت راست صورت ات سيلي زدند، هميشه سمت چپ را جلو نياور بلكه با همان ضربة اول بر زمين بيافت و با افتادگي ات زمين زير پاي حريف را خالي كن.»
- «اگر كسي به مقدسات تو توهين كرد توهين او را با توهين جواب نده. غيرت مقدسات را هوشمندانه و مدبرانه نمايان كن. نگذار مقدساتات به نقاط ضعفات مبدل شود. اگر مقدسات الهي تو بيحرمت شدند، تفكر كن و خردمندانه تصميم بگير آنگاه ريشهايترين، كوبندهترين و مؤثرترين واكنش ممكن را نشان بده ابتدا سعي كن كه بيطرفانه و بدون تعصب، واقعيتها و نشانهها را آشكار نمايي. توهينكننده را آگاه كن و با روشنگريات او را هدايت كن اما اگر او به عمد و دانسته توهين كرد، اگر قصد او براي ضربه زدن جدي بود، عادلانه و متناسب، مجازاتاش كن و نتيجه كارش را به او برسان.»
ب [ویرایش]
- «با تمام قدرت و امكان ات حمله كن با يكپارچگي و يگانگي كامل عمل كن.»
- «بيهوده مقاومت نكن يا به ميدان دشمن وارد شو و آن را تصرف كن يا بگذار دشمن به ميداني كه تو نشان مي دهي وارد شود و مغلوب گردد.»
- «بهترين و مؤثرترين شعارها را بساز.»
- «براي فتح ميدان اصرار نكن كه در مركز ميدان قرار گيري و به سمت مركز حركت كني، گاهي حركت از كنارهها و رفتن از حاشيهها كليد فتح ميدان است.»
پ [ویرایش]
- «پس از پيروزي، در دشمن نايست از دشمن عبور كن.»
ت [ویرایش]
ج [ویرایش]
- «جلوي ضربهها را نگير. ضربهها را جهت بده. دشمن ات را نكُش، او را به دنبال خودت بِكش...»
چ [ویرایش]
ح [ویرایش]
- «حرص و غرور و حسد حريف ات را تحريك كن .»
خ [ویرایش]
د [ویرایش]
- «دشمن را غافلگير و برايش تله گذاري كن. در كمين دشمن باش و او را زير نظر بگير.»
- «دشمن را مهار كن و به كنترل درآور زيرا مهار و جهت دهي دشمن بر حمله و دفاع غلبه دارد.»
- «دشمن را دوست بدار اما از روش او نفرت داشته باش.»
- «در برابر دشمن بسيار دانا، بسيار نادان و بسيار قوي به شدت احتياط كن.»
- «در مبارزه، نه و نمي شود را به خود راه نده و نگذار ترس و نااميدي و آشفتگي در تو مستقر شود.»
- «در روش مبارزه با استراتژي آينه اي يا انعكاسي، مبارز همان كاري را با مهاجم ميكند او ظاهر و باطن رفتارهاي مهاجم را فهم ميكند و همان فهم را بر عليه او بكار ميبندد. اگر دشمن او را محكوم كرد او هم دشمن را محكوم ميكند اما چون فقط يك آينه نيست بلكه آينه اي زنده و هوشمند است پس از بهترين و مؤثرترين روشها استفاده ميكند. اگر دشمن او را مسخره كرد او هم دشمن را مسخره ميكند. اگر خواست بي اعتبارش كند او هم از همه راههاي ممكن براي بي اعتبار كرن دشمناش استفاده ميكند. اگر دشمن تلاش كند كه آبروي او را بريزد او به واكنش عادلانة بي آبرو ساختن دشمن ميپردازد. وقتي به مقدسات او توهين شد، بزرگاناش مورد تهاجم قرار گرفتند، وقتي با اومخفيانه برخورد شد، وقتي دوستان و حامياناش مورد تهديد قرار گرفتند، وقتي دشمن با دشمن او هم پيمان شد، وقتي دشمن قواعد را زير پا گذاشت، وقتي به خشونت متوسل شد، وقتي ديوانگي كرد، او هم تصوير حركت دشمن را برايش به نمايش ميگذارد. منتهي بعد از حداكثر برنامه ريزي و تدبير. او با اوج هوشمندي و دور انديشي اما بدون ترس عمل ميكند. كاري ميكند كه دشمن هر چه كند با خودش كرده باشد. از آنجا كه آينهها هميشه صاف و شفاف نيستند و ميتوانند محدب، مقعر، رنگي، موج دار، زاويه دار، منشوري و چند بعدي باشند بنابراين به همان سان، فرمهاي مبارزة انعكاسي نيز متعدد بوده و گاهي بين دو فرم انعكاسي و روشها و نتايج آن تفاوتهاي زيادي وجود دارد.»
- «در {مبارزه به روش} روش ديناميكي، بر روش خاصي تاكيد نداشته باشيد بلكه به تناسب شرايط و عوامل ميدان مبارزه روش مبارزه خود را انتخاب و اعمال ميكنيد. بنابراين بر اساس اين روش ممكن است در طول يك مبارزه لازم باشد از روشهاي مختلف و متعددي استفاده كنيد. دراين روش، شما بر اساس يك طرح و نقشه قبلي واكنش نشان نميدهيد بلكه طرح شما زاييده شرايط ميدان است. با تغيير شرايط، به تفكر و تحليل ميپردازيد و روش مناسب را انتخاب ميكنيد.»
- «در مبارزة انتحاري چيزي براي ترسيدن و به عقب رفتن وجود ندارد . اين مبارزة شيران است . مبارزة شير آسا و با تمام قدرت اش حمله مي كند. نه از مرگ هراسي دارد و نه از دشمن خود هر چند كه بسيار قوي باشد .در اين مبارزه ، نجات دهنده ، همان قرباني است . مبارزة انتحاري حمله كردن به مرگ است . طوري كه مرگ يا از مبارز بگريزد و يا توسط مبارز صيد شود. چنين مرگي ، نوع اعلايي از زندگي است زيرا مرگ كه عامل نبودن ها و نيستي ها و نقصان ها است در آن راه ندارد .»
- «در مبارزه به روش انفعالی نبايد هيچ واكنشي نشان دهيد. اگرهم واكنشي داشتيد نبايد در پاسخ به كنشهاي حريف باشد. كاملا انفعالي و خاموش برخورد كنيد. به سوالات جواب ندهيد. حضور حريف را ناديده بگيريد و كار خود را نجام دهيد. اهميتي به اقتدار حريف ندهيد و كاملا به او بي توجه باشيد. طوري با حريف برخورد كنيد كه انگار يك خيال يا يك روح نامرئي است. درباره حرفها و كارهاي حريف فكر نكنيد و خود را به چيز ديگري مشغول كنيد. حتي اگر به مرگ تهديد شديد بي واكنش بمانيد. طوري رفتار كنيد كه انگار چيزي نمي بينيد و نمي شنويد. كاملا نسبت به كنشهاي وارده بي تفاوت هستيد.»
ر [ویرایش]
- «روش ات را هر چه بيشتر بر هوشمندي و تفكر متكي كن تا ابزار فيزيكي.»
ز [ویرایش]
- «زمان ها و موقعيتهاي مبارزه را بشناس.»
س [ویرایش]
ش [ویرایش]
- «شناخت ات را از دشمن و ميدان مبارزه و خودت تجديد و به روز كن. همه عناصر مبارزه را زير نظر داشته باش و هر تغييري را تحليل كن.»
ص [ویرایش]
- «صلح كردن بر جنگيدن برتري كامل دارد، اگر صلح متعادل امكانپذير است از جنگ بپرهيز.»
ف [ویرایش]
- «فلسفه تبيين اوضاع گذشته، حال وآينده را بر ضد دشمن طرح ريزي كن.»
ق [ویرایش]
- «قوي ترين مبارز و مبارزه، هماهنگ ترين است. بهترين ضربه، الزاماً قوي ترين ضربه نيست بلكه متناسب ترين ضربه است. ضربه ايي مؤثر، به هنگام و به اندازه.»
ک [ویرایش]
- «كاري كن كه حريف ات احتياط وهوشمندي خود را از دست بدهد.»
گ [ویرایش]
- «گاهي بهترين دفاع حمله است و گاهي بهترين حمله دفاع كردن است.»
م [ویرایش]
- «مبارزه و پيروزي را آسان بگير و سخت نگير اما خود را فريب نده و ساده لوح نباش.»
- «مقاومت نكن نيروي وارده را بپذير و دشمن را با پذيرش اش، مغلوب كن.»
- «مبارزه جنگ نیست، صلحی هوشمندانه است و مبارز بزرگ، مبارز صلح جوی عاشق است؛ مبارزی است که بزرگترین سلاح مبارزه اش محبت اوست، او به اتکای یکی مبارزه می کند، چه بسا از مبارزه کردن اولیه ترین اصول و فرمول های مبارزاتی را نداند اما چون به اتکای یکی در میدان حاضر شده است چون برای یکی ، به عشق یکی و برای اثبات وفاداری و غیرت و دوستی اش به یکی راهی میدان شده است ... پیروزی را قبل از ورود به میدان از آن خود کرده است. مبارز حقیقی پیش از ورود به میدان مبارزه قربانی نمی دهد او خودش را خیلی پیشتر از اینها قربانی ساخته است؛ غرور و منیتش را سر بریده است و روحش را تسلیم یکی کرده است او حتی فکر کردن به خودش را نیز از یاد برده است از خودگذشتگی ندارد چون خیلی پیش تر ازاینها ازخودش گذشته است او بی خود است و با یکی؛ پس یکی همیشه با اوست ... و توفیق حقیقی از آن اوست...»
ن [ویرایش]
- «نقشه ها و افكار دشمن را بخوان و تحليل كن.»
ه [ویرایش]
- «همه احتمالات را درباره دشمن و قدم بعدي او را در نظر بگير و آماده هر واكنشي باش.»
- «هر كاري كه بر ضد دشمن مي كني مراقب باش كه دشمن ات هم ممكن است همان كاررا با تو بكند.»
پیوند به بیرون [ویرایش]