لویاتان (رمان)

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو
  • هر کس در جزئی از وجود خود می خواهد بمیرد. همیشه شعله ی پنهان از میل به نابودی در ما شعله ور است.
  • هر دولت در واقعیت خود فاسد است.
  • آنچه بر جهان حکومت میکند پیشامد و احتمال است تصادف محض. و تصادف هر روز مثل سایه مارا دنبال میکند.
  • هر چیز ممکن است اتفاق بیفتد هر طور که باشد هر طور که باشد همیشهاتفاق می افتد.
  • کتاب شیئی اسرارآمیز است و به محض اینکه به جهان راه میابد هر واقعه ای امکان پذیر میشود ممکن است فتنه ای به بار آورد و آدم نمیتواند برای جلوگیری از آن کاری انجام دهد آنچه پیش می آید چه خوب باشد،چه بد،کاملا از اختیار نویسنده جدا است.
  • واقعیت همیشه از خیال فراتر میرود. هرقدر هم نوآوری های خود را عجیب بپنداریم ،هرگز نمی تواند به اندازه آنچه جهان واقعی در پیش رویمان می گذارد ،غیر منتظره باشد.
  • بعضی حکایت ها چنان حولناک اند که می توان از آنها گریخت ، به آنها پشت کرد و در تاریکی ناپدید شد.


Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار