قاسم انوار
از ویکیگفتاورد
سید معینالدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به قاسم انوار، در سال ۷۵۷ هجری قمری در سراب تبریز به دنیا آمد. او از پیروان خاندان صفیالدین اردبیلی بود. معینالدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد. وی به زبانهای فارسی، ترکی و گیلکی شعر سروده است.
[ویرایش] غزل
| ساقی ز کرم پر کن این جام مصفا را | آن روح مقدس را، آن جان معلا را | |
| روزی که دهی جامی از بهر سرانجامی | یک جرعه تصدق کن آن واعظ رعنا را | |
| خواهی که به رقص آید ذرات جهان از تو | در رقص برافشانی آن زلف چلیپا را | |
| ناصح برو و بنشین، افسانه مخوان چندین | از سر نتوان بردن این علت سودا را | |
| گفتی که ز خود گمشو تا راه بهخود یابی | تفسیر نمیدانم این رمز و معما را | |
| هر بار که من مُردم صد جان دگر بردم | احصا نتوان کردن اعجاز مسیحا را | |
| قاسم نشود عاشق هرگز به هوای خود | لیکن چه توان گفتن آن مالک دلها را |
[ویرایش] منابع
- صفا، ذبیحاللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۷. (جلد ۴، صص ۲۶۴-۲۵۲)