فرخ تمیمی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
فرخ تمیمی

فَرُّخ تَمیمی (زاده ۱۱ بهمن۱۳۱۲ خورشیدی در نیشابور - درگذشته ۲۳ اسفند۱۳۸۱ تهران)، از شاعران معاصر ایرانی .

اشعار[ویرایش]


  • تشنه ام چون کویر تبداری
    که زبان می کشد به سینه ی آب
    نه امیدی که چشمه ای یابم
    نه فریبی که ره برم به سراب .


  • سلام ای مه سپید
    چه زود می گذری
    من از کویری می آیم که به هنگام مهرگان
    خواب باران می بیند
    و گیاهی در آن می روید
    که در وهم
    از تیره گیاهان آبزی است
    سلام ای مه سپید
    آوای این نبات تشنه، تو را می خواند


  • یکروز ، ما از هم جدا خواهیم شد غمناک .
    یک روز، من در شهر احساس تو خواهم مرد
    یک روز ، آن روزیکه نامش واپسین دیدار ما باشد
    تو ، بر صلیب شعر من ، مصلوب خواهی شد
    آن روز ما از هم گریزانیم
    آن روز ما - هر یک درون خویشتن - یک نیمه انسانیم
    آن روز چشم عاشقان در ماتم عشقی که می میرد
    خاموش ، گریانست
    آن روز قلب باغ ها در سوگ گلبرگی که می افتد
    بی تاب ، لرزانست.
  • زنهار،
    پيراهن بلند بپوش
    تا باغ های ياس نسوزند
    در هرم آفتاب...

گفتاورد[ویرایش]

فرخ تمیمی شعر من همواره پنجره ای به دیار احساسم بوده است . آثار من دردهای متبلور من هستند .
  • اعصابم در مایع وسواس ، پرورش یافته و از این روی تحسین دوستاران ، هرگز نتوانسته پرده ی گوشم را متأثر کند . در ارزیابی دشمنانم ، دقت و شجاعت بیشتری یافته ام . دشمنان من بهترین دوستانم هستند ، من می خواهم و تو نیز می توانی دشمن من باشی .
  • شعر من همواره پنجره ای به دیار احساسم بوده است . آثار من دردهای متبلور من هستند .

منبع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ