فرانی و زویی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو

فرانی و زویی (به انگلیسی: Franny and Zooey)عنوان کتابی از نویسندهٔ آمریکایی جروم دیوید سلینجر است که در سال ۱۹۶۱ به چاپ رسید. این کتاب شامل دو داستان درباره شخصیت‌های خیالی‌ِ خانواده گلس،فرانی و زویی است.

[ویرایش] فرانی

  • یه قانون نانوشته هست که آدم‌های توی یه چارچوب مشخص اجتماعی یا مالی خاص میتونن هر چی دلشون خواست پشت سر این و اون حرف بزنن ،به این شرط که به محض اینکه اسم طرف رو بردندیه چیز واقعا تحقیرآمیز دربارش بگن.
    • صفحه ۲۵
  • حالم از این که شجاعتش رو ندارم یه هیچ‌کس مطلق بشم به هم میخوره.
    • صفحه ۲۸

[ویرایش] زویی

  • برخلاف آنچه عقلم حکم می‌کند احساس می‌کنم جایی خیلی نزدیک به اینجا _شاید اولین خانه کنار جاده_یک شاعر خوب دارد می‌میرد،ولی در ضمن خیلی نزدیک به اینجا دارند نیم لیتر چرک مسخره از توی بدن جوان دوست داشتنی زنی بیرون می‌کشند و من نمی‌توانم تا ابد بین غم و شادی جلو و عقب بدوم.
    • صفحه ۵۸
  • به او گفتم میشود گفت او زیباترین دختر کوچولویی است که تمام روز دیده‌ام ،حرفی که به نظرش منطقی آمد و با سر تایید کرد.
    • صفحه ۵۹
  • آموزش به هر نام،همان قدر شیرین،یا حتی خیلی شیرین‌تر است اگر به هیچ وجه با جستجو برای دانستن شروع نشود،بلکه مثل ذن،با جستجو برای ندانستن شروع شود.
    • صفحه ۶۰
  • مثل همیشه دستدرازی های من به عقل کل راه به جایی نمیبرد اما لااقل تو باید به آن بخش از من که تنها هوشمندانه به نظر می‌رسد احترام بگذاری.
    • صفحه ۶۳
  • خنده‌دارش ایسنجاست که من پیچیده نیستم.من هیچ چیز نیستم.من همینم.
    • صفحه ۶۴
  • قطارسواری رو خیلی دوست دارم اگه آدم زن داشته باشه هیچ وقت نمیتونه کنار پنجره بشینه.
    • صفحه ۹۶

[ویرایش] منبع

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار