فایز دشتی
از ویکیگفتاورد
فایز دشتی، محمد علی دشتی متخلص به فایز و مشهور به فایز دشتی، شاعر دوبیتی سرای جنوب ایران به سال ۱۲۵۰ هجری قمری در کردوان روستايي در منطقه دشتی قدیم متولد گرديد.
- «برو قاصد که در رفتن ثواب است//به تعجیلی برو حالم خراب است//به تعجیلی برو در پیش دلبر//بگو فایز دمادم در عذاب است»
- «چرا خواهی که من آیم به غربت//چرا باید کشم این رنج و محنت//درازی عمر فایز این چنین شد//که لعنت بر چنین عمری به ذلت»
- «لب و دندان و چشم و زلف و رخسار//بر و دوش و قد و بالا و رفتار//به جنت حور اگر فایز چنین است//بر احوالت به محشر گریه کن زار»
- ((خيال کشتن من داشت جانان
کدامين سنگدل کردش پشيمان
ندانست عيد فايز آن زمانست
که گردد در منای دوست قربان))
- ((جوانی هست چون گنجی خداداد
خوشا آن کس که این گنجش خداداد
برو فايز که این گنج از تو بگذشت
مزن ديگر تو از دست خدا داد))