از ویکیگفتاورد
| یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه |
|
یارب به خون پاک شهیدان کربلا |
| یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی |
|
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا |
| دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست |
|
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا[۱] |
| خدایا به حق بنی فاطمه |
|
که بر قول ایمان کنم خاتمه |
| اگر دعوتم رد کنی ور قبول |
|
من و دست و دامان آل رسول[۲] |
| فاطمه مدحست در حق زنان |
|
مرد را گویی بود زخم سنان |
| دست و پا در حق ما استایش است |
|
در حق پاکی حق آلایش است |
| لم یلد لم یولد او را لایق است |
|
والد و مولود را او خالق است |
| هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست |
|
هرچه مولودست او زین سوی جوست[۳] |
| آنروز در آن حول و فزع بر سر آن جمع |
|
پیش شهدا دست من و دامن زهرا |
| تا داد من از دشمن اولاد پیمبر |
|
بدهد بتمام ایزد دادار تعالی[۴] |
| لعنت کنم بر آن بت کز امت محمد |
|
او بود جاهلان را ز اول بت نخستین |
| لعنت کنم بر آن بت کز فاطمه فدک را |
|
بستد به قهر تا شد رنجور و خوار و غمگین |
| لعنت کنم بر آن بت کو کرد و شیعت او |
|
حلق حسین تشنه در خون خضاب و رنگین[۵] |
| نشوی غافل از بنی هاشم |
|
وز یَدُ اللهِ فوقَ ایدیهم |
| داد حق شیر این جهان همه را |
|
جز فطامش نداد فاطمه را[۶] |
| ماتم فرزند پیغمبر بود بر جمله فرض |
|
گر یزیدی سیرتی این را نداند گو بدان |
| رفته زهرا عصمتی در خلوت آل رسول |
|
کامده آل علی از فرقت او در فغان |
| مانده چون شبیر و شبر دو بزرگ نامدار |
|
سر به زانو، دست بر سر، خسته دل، آزرده جان |
| حیف از فاطمه آن نخل جوان |
|
که خم از باد اجل شد ناگاه |
| حیف از آن گوهر ارزنده که بود |
|
در جهان خیل نکویان را شاه |
| حیف از آن شمع فروزنده که بود |
|
پرتو آن طربافزا غمگاه |
| بود از پاکی طینت تا بود |
|
عفتش همدم و عصمت همراه |
| بود ذیل وی از آلایش دور |
|
پاک دامان وی از لوث گناه |
| روز و شب تا به جهان داشت مقام |
|
بود آن رشک خور و خجلت ماه |
| خرم از چهرهاش این هفت اقلیم |
|
روشن از عارضش این نه خرگاه |
| چون شد آن سرو قد لاله عذار |
|
از سموم اجلش حال تباه |
| سرو ازین غصه به بر جامه درید |
|
لاله زین غم ز سرافکنده کلاه |
| ریخت در فرقتش آن خاک بسر |
|
کرد در ماتمش این جامه سیاه |
| چون شد از دار فنا سوی بهشت |
|
جانش از شوق ملاقات الله |
| رخت بربست از این غمخانه |
|
بار بگشاد در آن عشرتگاه |
| کلک هاتف پی تاریخ نوشت |
|
رفت از دار فنا فاطمه آه[۸] |
- ↑ سعدی، مواعظ، قصاید فارسی، شکر و سپاس و منت و عزت خدای را
- ↑ سعدی، بوستان، در نیایش خداوند، فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام
- ↑ مولوی، مثنوی معنوی، دفتر دوم از مثنوی، انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان
- ↑ ناصرخسرو، دیوان، تقوی ص ۴
- ↑ ناصرخسرو، دیوان اشعار، قصاید، از کین بتپرستان در هند و چین و ماچین
- ↑ سنائی، حدیقه. مدرس رضوی، ص ۲۶۱
- ↑ سنایی، دیوان اشعار، قصاید، دریغاگویی از نااهلی روزگار
- ↑ هاتف، دیوان اشعار، ماده تاریخها، حیف از فاطمه آن نخل جوان
[ویرایش] لینک به بیرون