علی دیواندری
از ویکیگفتاورد
علی دیواندری (زادۀ ۱۵ شهریور ۱۳۳۶ در سبزوار) نقاش، کارتونیست، مجسمهساز، طراح گرافیک و روزنامه نگار با سابقهٔ ایرانی است.
[ویرایش] دارای منبع
- «طنز قلم تیزی است كه هر از گاهی در انگشت اشارهام فرو میبرم كه غفلتاً خوابم نبرد! و اما طنز ترسیمی یا به روایتی كاریکاتور این موجود ناشناخته در وطن خویش غریب است. دریغ كه شرکت در نمایشگاههای بینالمللی كه در اغلب کشورهای دنیا برگزار میشود آسانتر و كم هزینهتر از برگزاری نمایشگاه در ایران است. از طرفی ارباب جراید داخلی، حداكثر از كاریکاتور به عنوان ادویه استفاده میكنند، در حالیکه بی اغراق، خورش مطبوعات جهانی را کاریکاتوریستها میپزند. خنده یکی از هزاران فوائد طنز است. خنده یک زبان بینالمللی است، همه جا میتوان خندید هم زیر لحاف هم بالای قلهی قاف! خنده با نژادپرستی مخالف است، خنده با استبداد میانهای ندارد، هر چه بیشتر ممنوع شود ارزشش بیشتر میشود. خنده مخصوص اعیان و اشراف نیست. برای خندیدن حتماً لازم نیست زعفران خورده باشید، حتی گرسنکان هم میتوانند بخندند! چه در تهران و چه در توكیو، مردم به یک زبان میخندند. غالب بزرگان تاریخ بذلهگو و شوخطبع بودهاند. معلمی داشتیم، یادش بخیر، همیشه این شعر ورد زبانش بود: نشان مرد مؤمن با توگویم / چو مرگش در رسد خندان بمیرد.»
- ماهنامۀ طنز و کاریکاتور، شمارۀ ۱۴ بهمن ۱۳۷۰ ص ۲۷
[ویرایش] دربارۀ او
- «آثار دیواندری از جمله آثار برتر بیشتر نمایشگاهها و مسابقات بوده و از جمله کسانی است که در بین هنرمندان کاریکاتوریست ایرانی بیشترین سهم حوایز بینالمللی را دریافت نموده است. کاریکاتورهای دیواندری از نظر تکنیکی دارای قدرت در طراحی، پرکار، همراه با ورزیدگی در هاشور و ترکیببندی چشم نواز است. با تسلطی که دیواندری در طراحی دارد، آثار وی به جای اینکه به طرف اغراقهای کاریکاتوری تمایل داشته باشد، بیشتر طرحهای ورزیدهای است که در ترکیببندی عناصر بصری استفاده شده در تابلو با تکنیکهای استفاده از تضاد، تناقض، ناهمگونی و عدم تجانس در ترکیببندی کاریکاتور را میسازد. دیواندری اصولاً به کاریکاتورهای تفریحی و یا Gag نزدیک نشد و آثار او متکی بر پیامهای انسانی است که در گونههای کاریکاتور سیاسی و اجتماعی مطرح میشود.»
- محمد رفیع ضیایی، کتاب پروندۀ کاریکاتور، جلد دوم، ص ۴۸۷ و ۴۸۸
- محمد رفیع ضیایی، کتاب پروندۀ کاریکاتور، جلد دوم، ص ۴۸۷ و ۴۸۸
- «او کاریکاتوریستی است که در زمینه کسب جوایز معتبر از جشنوارههای جهانی صاحب عنوان است. آنهایی که در سالهای ابتدائی دهه ۷۰ خورشیدی کاریکاتورهای علی دیواندری را دیدهاند، به یاد میآورند که او با آثار شاعرانه، متفکرانه و انسانمدار خود در اغلب جشنوارههای جهانی خوش میدرخشید. آثار دیواندری، در عین این که از طنز سیاه، متفکرانه، عمیق و جدی آکندهاند، اما بیننده را میخندانند؛ این خنده و طنز از مولفههای اصلی آثار اوست بطوریکه از مرز خنده تا غافلگیری در نوسان است. کاریکاتورهای علی دیواندری گزارشی است از وضعیت انسان معاصر، گزارشی است از زیستن در شرایط دشوار، و به همان میزان که از دشواری حرفی به میان میآورد، از لطافتی پرده بر میدارد که در جای جای زندگی انسان نهفته است، روزنههایی از امید و آرزو، همچنان که در آثار کاریکاتوریستهای بزرگ دنیا دیدهایم.»
- سید امیر سقراطی، دو هفته نامه تندیس شماره ۱۵۸، ۳۱ شهریور ۱۳۸۸
- سید امیر سقراطی، دو هفته نامه تندیس شماره ۱۵۸، ۳۱ شهریور ۱۳۸۸
- "The vision of this Cartoonist is close to Toso Borkovic. It confronts the extreme lightness of the butterfly with the picture of a massive wall. The minute weight of the butterfly is sufficient for the total collapse of the solid brick wall. It becomes evident that innumerable chain reactions will follow which end in provoking an unforeseeable catastrophe. This may be summarized clearly by a very old proverb whose versions, as I believe, are to be found in all languages and all civilizations: small causes, great effects (impacts)"
- J. D. Mose (The father of French modern cartooning), during the judgment of Int'l Cartoon Competition on the Occasion of EXPO 2000 which was held in Germany as the chairman of the selection committee, 17 September 2001 La Stampa News Paper Pg 30
- «یکی از مهمترین پیشگامان کارتون نمایشگاهی ایران پس از انقلاب بی گمان "علی دیواندری" بوده است. دلمشغولی اصلی او در تمام این سال ها شرکت در نمایشگاه های بین المللی بوده و از این مسیرهم کسب اعتبار کرده است. به واقع دیواندری در تعداد جوایز جهانی رکورددار است و فهرست کامل افتخارات او در یکی دو صفحه نمی گنجد. اما چرا با وجود محبوبیت دیواندری در نمایشگاه های خارجی او در ایران آن چنان که باید شناخته شده نیست؟ بخشی از جواب را در کاراکتر او به عنوان کارتونیستی مستقل که علاقه به امواج سیاسی باب طبع روز ندارد باید جُست. او خود را هنرمند می داند نه سیاستمدار یا سیاست باز و مراعات این هویت هنری را مقدم بر دیدگاه های سیاسی می بیند پس کارنامه کاری خود را با هیچ روزنامه و به تبع گروه سیاسی خاص پیوند نمی زند و برای خوشایند مخاطبان و کسب شهرت تند نمی راند، اما بخش دیگر جواب در نگاه او به هنر کارتون و شیوه کارش نهفته است. اگر نگاهی به مجموعه آثار دیواندری در کتاب "لبخند مونالیزا" و یا کاتالوگ های نمایشگاه های مختلف بیندازیم به سختی می توانیم از چیزی به عنوان "سبک دیواندری" در طراحی کارتون صحبت کنیم. دیواندری در طراحی فرم ها هیچگاه به زبان بصری واحدی نرسیده و کاراکتر ها، اشیاء و حیوانات در کارتون هایش اثر به اثر تغییر می کنند. شاید بتوان این را به تجربه گرایی هنرمند و بی علاقگی اش به تکرار آزموده ها نسبت داد اما این تنوع و پراکندگی سبک و نگاه در آثار متعدد به گم شدن هنرمند و نوعی بحران هویت هنری او می انجامد که بعضی از منتقدین بدبینانه معتقدند که پیامد ناگزیر تبعیت از سلایق نمایشگاه های مختلف جهانی است. علت هرکدام که باشد نتیجه این است که هنرمند در آثار مختلف تغییر لحن و سبک داده و از این قطعات پراکنده به سختی می توان پازل شخصیت و تفکرات او را کامل کرد و چیزی به خاطر سپرد.»
- شهلا گروسی، در مقالۀ «پرافتخارترین کارتونیست نمایشگاهی»، سایت روز آنلاین، ۲۶ آبان ۱۳۸۶
- شهلا گروسی، در مقالۀ «پرافتخارترین کارتونیست نمایشگاهی»، سایت روز آنلاین، ۲۶ آبان ۱۳۸۶
- «استاد علی دیواندری در طول ۳۰ سال فعالیت هنری -حالا دیگر میشود گفت هنرآفرینی- با تکیه بر تواناییهای خویش و با نوعی خودسازی عارفانه و رسیدن به صفای باطنی در خور ستایش، توانسته است سرافرازترین قلههای جهان هنر را فتح نماید و پای بر بلندترین چکادها بگذارد. اکنون او یک کاریکاتوریست و هنرآفرین بینالمللی است که آثارش در مجلهی ماهنامهی ارگان کاریکاتوریستهای شمال غرب آمریکا، معتبرترین ماهنامهی طنز کشور چین و بسیاری از مطبوعات صاحب نام طنز و کاریکاتور در آسیا، اروپا و آمریکا به چاپ میرسد. دیواندری همچنین از سال 1376 به عنوان دبیر جشنوارهی بینالمللی کاریکاتور انسان و طبیعت به فعالیت پرداخته و در داخل و خارج از کشور و در یک سطح معتبر بینالمللی به عنوان عضو هیات داوران برگزیده شده است. استاد دیواندری برای زندگی هنرمندانه و سراسر افتخار خود همسری آذربایجانی برگزیده است و در واقع داماد و نورچشمی بسیار عزیز ما (آذر بایجانیها) به شمار میرود. هرگاه که سخن از آذربایجان میرود، استاد با آن لهجهی شیرین و دل انگیر خراسانی خود می گوید: «من یک آذربایجانی افتخاری هستم» و هر زمان که نامهای برای یک دوست آذربایجان می نویسد، نامه را با یاشاسین ایران، یاشاسین آذربایجان به پایان میرساند. ولی عقیدهی قلبی ما این است که باید آذربایجان به داشتن چنین داماد پر صفا، وفادار، سرافراز و هنرآفرینی افتخار بکند و همیشه و در همه حال یاشاسین دیواندری»
- حمید آرش آزاد، روزنامۀ پیام روز، شماره ۱۴۰، ۲۲ دی ماه ۱۳۸۳
- حمید آرش آزاد، روزنامۀ پیام روز، شماره ۱۴۰، ۲۲ دی ماه ۱۳۸۳
- «علی دیواندری هنرمند ایرانی كه در طنز ترسیمی، چهرهی شناخته شده ای در محافل ایرانی و جهانی است، بارها در نمایشگاهها ومسابقات بینالمللی افتخارآفرین بودهاست. او از نگاه خاص خود به محیط پیرامونش مینگرد و به نفع انسانیت، عدالت و زیباییهای از دسترفته موضع میگیرد. در دنیایی كه قالب دادن، قالب گرفتن و به نظم درآوردن زندگی آن هم توسط مجریان فرهنگ سوداگرانه و متخصصان بیقلب جایگزین عاطفه بشری شده است، دیواندری هر اثر خود را تبدیل به دفاع از انسان و طبیعت میكند.»
- محمد آقازاده، انسان و عدالت و طبیعت دغدهایی معنوی در طنز تصویری، روزنامۀ گزارش روز، شمارۀ ۵، ۶ خرداد ۱۳۷۵
- محمد آقازاده، انسان و عدالت و طبیعت دغدهایی معنوی در طنز تصویری، روزنامۀ گزارش روز، شمارۀ ۵، ۶ خرداد ۱۳۷۵
- «از همان لحظۀ اولی که دعوتنامۀ رسمی آقای جرارد واندن بروکه، شهردار مارتل و دبیر نوزدهمین نمایشگاه بینالمللی کاریکاتور مارتل، را دریافت کردم، رفتم به سراغ آقای علی دیواندری، هنرمند برجستۀ کاریکاتور کشورمان که یدی طولانی در مناسبات بینالمللی کاریکاتوری دارد و امسال هم از جمله راهیان این نمایشگاه بود، از همان لحظههای اول هم بدقلقیهای علی آقا که شهرۀ عام و خاص است، شروع شد. البته دلیلش دیر حاضر شدن من بر سر قرارهایی بود که برای تدارک و پی گیری پاسپورت و ویزا و غیره داشتیم. سختگیریهای او بجا بود چون ما برای عزیمت به این سفر فرصت بسیار کمی داشتیم و تازه با همۀ شتابی که به خرج دادیم، یک روز کامل را از نمایشگاه از دست دادیم. این آقای دیواندری، اتفاقاً در سفر آدم خوش مشربی است و در سه روزی که باتفاق او در نمایشگاه مارتل بودیم به خاطر تجربه هایی که از سفرهای پیشین داشت برایم همسفری خوب و راهنمای دلسوزی بود. هرچند که در پایان نمایشگاه او برای دریافت جایزهاش راهی آلمان شد و من یک هفتۀ بعدی را به تنهایی در پاریس بودم.»
- اسماعیل عباسی، یادداشتهای سفر مارتل، دوماهنامۀ کیهان کاریکاتور شمارۀ ۱۱۵ و ۱۱۶ ص ۸
- اسماعیل عباسی، یادداشتهای سفر مارتل، دوماهنامۀ کیهان کاریکاتور شمارۀ ۱۱۵ و ۱۱۶ ص ۸