ضرب‌المثل‌های لاتین

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو

ضرب‌المثل‌های لاتینی و مترداف آن به‌فارسی


A - B - C - D - E - F - G - H - I - J - K - L - M - N - O - P - Q - R - S - T - U - V - W - X - Y

[ویرایش] A

  • Amicus Plato, sed magis amica veritas.- ارسطو


  • «حق بالاتر از دوستی با افلاطون است.»
  • Aquila non captat muscas.
  • «نکند باز موش مرده شکار.»
  • «صید ملخ شیوه شهباز نیست.»


  • «چون گِل بر دیوار زنی اگر در نگیرد، نقش آن لامحاله بماند.»

[ویرایش] C

  • Consuetudo est quasi altera natura. - سیسرو


  • «عادت طبیعت ثانوی است.»
  • Contra vim mortis non est medicamen in hortis.


  • «مرگ چاره ندارد.»

[ویرایش] D


  • «پشت سر مرده بد نباید گفت.»
  • «به رگ مرده نیشتر نزنند.»
  • «کسی بر مرده لگد نمی‌زند.»
  • Dum spiro, spero.


  • «آدم به امید زنده‌است.»

[ویرایش] E


  • «بشر جایز الخطا است.»

[ویرایش] F


  • «هرکه از خطر بگریزد، خطیر نشود.»
  • «تا خطر نکنی خطیر نشوی.»
  • «هرکه از مخاطره بهراسد به بزرگی نرسد.»

[ویرایش] H


  • «همدان دور است؟ کر دوش نزدیک است!»
  • «اگر یزد نیست، گـَز هست!»
  • «سیستان دور است، میدانش نزدیک است.»

[ویرایش] I

  • In cauda venenum.


  • «سر گنده اش زیر لحاف است.»
  • In vino veritas.


  • «مستی و راستی.»

[ویرایش] M

  • Manus manum lavat.


  • «دست، دست را می‌شوید.»

[ویرایش] N

  • Nullus est liber tam malus, ut non aliqua parte prosit.


  • «هر نبشته به یک بار خواندن ارزد»
  • «هیچ نبشته نیست که به یک بار خواندن نیرزد.»

[ویرایش] P

  • Parturiunt montes, nascetur ridiculus mus. ازوپ
  • «کوه کندن و موش بر آوردن.»
  • Plenus venter non studet libenter.
  • «اندرون از طعام خالی دار// تا در او نور معرفت بینی// تهی از حکمتی به علت آن// که پُری از طعــام تا بینی» سعدی
  • «شاید که همین بیضه بر آرد پر و بال.»

[ویرایش] Q

  • Qui desiderat pacem, bellum praeparat.
  • «آن‌که خواهان صلح است، باید برای جنگ تدارک ببیند.»


[ویرایش] S

  • «اگر طالب صلح هستی، برای جنگ مسلح شو!»

[ویرایش] بدون متن اصلی

  • «ازدواج مانند نردبان است؛ هر چه او را بیشتر خم کنید، بهتر می توانید بالا بروید.»

این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.