شمس‌الدین محمد جوینی

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو

شمس‌الدین محمد جوینی از شاعران پارسی گوی قرن هفتم هجری می باشد.


[ویرایش] بدون منبع

زندگینامه شمس الدين محمد جوینی خواجه شمس الدين از وزراء بنام ايران است كه در بسط و نشر علم و عمران و آبادي خدمات شايان تحسين انجام داده و از نويسندگان و شعراي عاليقدر بشمار مي رود .


از سال 661تا 683 به وزارت هولاكو و اباقا و احمد تكودار اشتغال داشته و در آخر فخرالدين قزويني مستوفي نزد ارغون خان سعايت نمود و او را به تهيه سم براي قتل اباقاخان متهم كرد و ارغون خان در چهارم شوال سال 683 او را در حوالي اهر بقتل رسانيد و پس از اندك زماني چهار پسر وي يحيي و فرج الله و مسعود و اتابك نيز كشته شدند فقط يك پسرش زكريا نام سالم ماند .شمس الدين ذوالسانين بوده و به زبان هاي فارسي و عربي هر دو شعر مي گفت عده بسياري از شعرا او را مدح گفته اند از آن جمله سعدي شيرازي قصايدي چند در مدح وي سروده است .


"شمس الدين محمد صاحب ديوان جويني مدت 22سال از طرف اباقاخان پسر هولاكو سمت وزارت داشت و برادرش عطاملك جويني مدت 24سال فرمانرواي بغداد و عراق عرب بود اين هر دو برادر از قريه آزاد وار جوين بودند ،منتخب الدين بديع اتابك رئيس ديوان رسائل سلطان سنجر خان بهاءالدين محمد جويني بود و بهاء الدين محمد بن علي جد پدر صاحب ديوان و عطاملك جويني بود ، كه در سال 644 از طرف امير ارغون بحكومت آذربايجان و گرجستان و روم منصوب بود. اين شخص در سال 588 موقعيكه سلطان تكش خوارزمشاه در تعقيب آخرين پادشاه سلجوقي به ري مي رفت و از قريه آزاد وار عبور مي كرد بخدمت سلطان تكش رسيد واز همان موقع مصدر امور واقع شد {به نقل از مقدمه تاريخ جهانگشاي جويني بقلم مرحوم علامه قزويني }يك سال بعد از اينكه هولاكو بغداد را مسخر ساخت و مستعصم خليفه عباسي رابقتل رسانيد عطاملك جويني را فرمانرواي بغداد و عراق و روم كرد و اين در سال 657 بود و وزارت ممالك تابعه خود را به شمس الدين محمد صاحب ديوان جويني تفويض نمود و حكومت ولايات عراق و اصفهان را به بهاءالدين محمد پسر شمس الدين محمد داد در دوران حكمراني هولاكو و اباقا آن در منتهاي قدمت و شوكت بودند شرف الدين هرون پسر ديگر شمس الدين محمد صاحب ديوان كه از فضلاء و دانشمندان عصر خود بود دختر احمد بن مستعصم خليفه عباسي رابه زني گرفت و دختر علاءالدين عطاملك جويني نيز زن ابو المجامع ابراهيم بن شيخ سعد الدين حموي بود."


"شمس الدين محمد و برادرش عطاملك جويني بعد از چند سال حكمراني با اقتدار عاقبت مانند ساير وزراء پادشاهان مغول ساقط شدند و عطاملك جويني بعد از حبس و مصادره اموال در بغداد وفات يافت و شمس الدين در نزديكي اهر در سال 683 بفرمان ارغون بقتل رسيد شرف الدين هرون با ساير اولادهاي جويني نيز مقتول گرديدند و در اندك زماني بكلي آثار آنها محو گرديد ."

نوشته شده توسط سید امیر حسین هاشمی 09173123467 شیراز پاییز 88

  • «یک نصیحت بشنو از من کاندر آن نبود غرض//چون کنی رأی مهمی تجربت از پیش کن»
  • «طاعت و فرمان حق بر، شفقتی بر خلق کن //در همه حال این دو نیت را شعار خویش کن»

{اب درحلق کریمانازکرم چون نوش ریز موی براندام خصم از بیم هم چون نیش کن} {گرتکبر می کنی باخواجگان سفله کن ور تواضع می کنی بامردم درویش کن} {معرفت از لفظ دین داران کامل عقل جوی مشورت بارای نزدیکان دور اندیش کن}

Incomplete list.svg این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.

{گرکسی درددلی گوید تورااز حال خویش گوش بادرددل ان عاجزدل ریش کن} بااستفاده از کتاب فارسی سوم راهنمایی صفحه:17