شاهین نجفی

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو

شاهین نجفی (۱۳۵۹-) ترانه‌سرا و خوانندهٔ موسیقی رپ ایرانی مقیم آلمان است.

فهرست مندرجات

[ویرایش] گفتاوردها

  • در واقع، در طول تاریخ همواره جنبش‌ها و هنرمندان در حال مراوده و داد وستد با هم بوده‌اند. در جنبش‌هایی مثل می ‌۶۸ در فرانسه، یا ویکتور خارا در شیلی، یا اسپانیا که لورکا از دل آن بیرون آمد.[۱]
  • من نمی‌نشینم فکر کنم و از پیش کاملاً برنامه‌ریزی کنم که چه کاری انجام دهم، بلکه تنها توجهم به مسائل اجتماعی است و بر این اساس می‌توانم کار انجام دهم. در واقع، من یک RAPer هستم و به همه مسائل اجتماعی اهمیت می‌دهم. از مشکلات زنان، تا مسائل کارگران و فقر و اعتیاد و ... . من بدون چشم‌داشت نسبت به منافع و سود، این کار را می‌کنم و شاید تنها انگیزه‌ام اعتراض کردن به این مشکلات باشد.[۱]
  • ما مردها به خاطر تضییع حقوق زنان در گذشته شرمنده تاریخ هستیم و شاید مردان نسل امروز بتوانند جبران تاریخ سیاه گذشته را بکنند.[۱]
  • با مخاطب قرار دادن این حاجی، بحث ما انتقاد از تفکری است که در جامعه ما ریشه‌ای شده و در نتیجه انتقاد نسبت به تمامیت این ماجرا هدف این ترانه‌است. در رپ می‌گوییم اگر از سمبل، استعاره و نمادهای شعری استفاده می‌کنیم، همه در خدمت توضیح و تبیین چیزی است که در جامعه دارد اتفاق می‌افتد و ملموس است[۲].
  • به نظر من خانواده به عنوان کوچک‌ترین نهاد اجتماعی، وظیفه دارد به فرزندان خود از کوچکی به تدریج یاد دهد که نسبت به مسائل جامعه نظر داشته باشند و حرف بزنند. اگر چیزی درست نیست، نسبت به آن اعتراض کنند[۳].
  • در مورد شعار انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست، همه کسانی که متوجه مسائل ایران هستند، می‌دانند ملتی که مشکلش گوشت و مرغ است، ملتی که مشکلش قیمت برنج و گوجه فرنگی است، آیا فرصتی برای فکر کردن به انرژی هسته‌ای دارد؟ آیا انرژی هسته‌ای به صلاح این کشور است؟ آیا هسته‌ای کردن این منطقه درست است؟ در جامعه‌ای که مشکل اقتصادی و فرهنگی دارد، جایی برای چنین موضوعی باقی نمی‌ماند. جز این که ما مطمئن شویم این ماجرا عوام فریبی و کلک سیاسی است[۴].
  • در این چند سال هم نسلان من باور کردند که در ایران قهرمان بودن چیزی بیش از سرگرم کردن تماشاگران وطنی و خبر سازان بیرونی نخواهد بود. اما اینان قهرمانند چون برای چراهای وحشی خود مرز نمی‌شناسند.[۵]

[ویرایش] شعرها

  • تو بوی سیلی و شلاق میدی خانوم
    تا کی میخوای به مردا باج بدی خانوم
    ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
    یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش
    ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدم
    از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم
    که اگر اونم بود امروز حتمن کراکی بود
    رستم امروز از جنس بد شاکی بود
    رستم اگر بود واسش جرم میساختن
    تو گردنش آفتابه لگن مینداختن
    • از شعر ما مرد نیستیم
  • خر شو از خودت دست بکش ! افول کن !
    ببند دهنتو ! شرایطو قبول کن !
    این سنت پیغمبره ! بپذیر !
    زن یا مرد ! فرقی نمی‌کنه ! بمیر !
    • از شعر زندگی سگی
  • یه بکارتی ! که معنیش واست غریبه
    غیرت داداش و بابا که حالا شدن غریبه
    فرار و خیابون و اعتیاد و فحشا !
    قصه‌هایی که شاید تکراری شده واسه ما
    مسیح عربده‌کش با دستمال یزدی
    مریم واست هیچ شانسی نیست که به خونه برگردی
    مریم بیوه و مریم بی حق حضانت !
    مریم بی ارث و مریم بی حق شهادت !
    مریم تو بنده واسه چند تا دونه امضا !
    مریمی که خودکشی شده توی بازداشتگاه
    • از شعر زندگی سگی
  • اون تموم واژه‌ها رو دوباره تعبیر کرد
    پر گرفت رو اوج قصه مرثیه نخوند
    اون آب و آتشو تو شعر بغل هم نشوند
    وقتی هر کی از سایهٔ خودش دیگه می‌ترسه
    پشت هر دیوار یک کسی داره می‌لرزه
    وقتی برادرمون یا رو داره یا تو بنده


  • گم نشد ! چشاشو رو مرگ اقاقی‌ها نبست
    نشست ! اما وقتی که پاشو زدن نشست
    اون خم نشد ! تو اوج و ایستاده مرد
    از خورش درگاه ضحاکی نخورد
    پدر تو تکثیر یه درد دوباره‌ای
    پدر تو معنی زندگی شاعرانه‌ای
    پدر تو خشم کوچه‌ای که تو مشتته
    پدر تو شاعر نسلی هستی که پشتته
    • از شعر بامداد برای بامداد


  • برادر برادرو فروخت و پدر مادرو
    به لجن کشیدن هرچی اعتقاد و باورو
    خدا نشست و گریه کرد و خداییشو پس داد
    ابلیس از غصه مست کرد ! هر چی خورد پس داد
    کلمه‌ها رو که از تو کتابا دیگه شستن
    هرچی واژه بود نشوندن و گردن زدن
    مردونگی گم شد و از ریشه به ریش رفت
    و گردن یه عده کلفت شد ! مفت از پول نفت
    • از شعر بامداد برای بامداد


  • می‌خندیدی اما تو چشات پر غم بود همیشه واست یه قدم تا خوشبختی کم بود
    درد یه ملت مث یه غده تو سینه و درک اینکه همیشه یکی توی کمینه
    و تاریخ مث یه صفحه روبروت میاد می‌خوای داد بزنی اما صدات دیگه در نمیاد
    فری ولی خوب شد که امروز دیگه نیستی، نیستی و بدبختی و فلاکت و ببینی
    فری همه خودمونو فروختیم، کسی نیست اینجا همه جانی و جاسوسن یا کاسه لیس
    • از شعر آوازه خوان در خون


  • فری تورو روح فروغ، دیگه بس کن، نخون آخه صدات مث عذاب وجدانه واسمون


  • هر وقت که اراده کردی برات مادر شدم! // اگه جنگ بود، پا به پات جنگیدم، خواهر شدم!
    • از شعر حرف زن


  • آره می‌جنگم واست، چیزی که مال منه!
    اسلحه‌م صدامه، بلند می‌شه، این حق زنه!
    • از شعر حرف زن

[ویرایش] پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ مردان نسل ما می‌توانند گذشته را جبران کنند
  2. گروه موسیقی «تپش ۲۰۱۲» و ادای دین به ۱۸ تیر
  3. گروه موسیقی «تپش ۲۰۱۲» و ادای دین به ۱۸ تیر
  4. گروه موسیقی «تپش ۲۰۱۲» و ادای دین به ۱۸ تیر
  5. عابد ... حبست مرا به حبس می‌کشد !

[ویرایش] منابع

[ویرایش] پیوند به بیرون

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ