از ویکیگفتاورد
(تغییر مسیر از
دستور زبان)
مخفف دستور زبان
[ویرایش] روش یادگیری دستور زبان
| هشت حرف است آنکه اندر فارسی ناید همی |
|
تا نیاموزی نباشی اندراین معنی معاف |
| بشنو از من تا کدام است آن حروف و یاد گیر |
|
ثاو حاو صادو ضادو طاو ظاو عینو قاف |
| چار دیگر خاص باشد در زبان پارسی |
|
برشمارم برتو یک یک، پ و چ و ژ و گاف |
| هفت آمد حرف استعلا بدانش بیخلاف |
|
خاو صادو ضادو طاو ظا، پس آنگه عینو قاف |
| آنانکه به پارسی سخن میرانند |
|
در معرض دال، ذال را ننشانند |
| ماقبل وی ار ساکن و جزوای بود |
|
دال است وگرنه ذال معجم خوانند |
| در زبان فارسی فرق میان دال و ذال |
|
با تو گویم زانکه نزدیک افاضل مبهم است |
| پیش از او در لفظ مفرد گر صحیح ساکن است |
|
دال باشد ورنه باقی جمله ذال معجم است |
[ویرایش] روش حفظ افعال
| صحیح است و مثال است و مضاعف |
|
لفیف و ناقص و مهموز و اجوف |
[ویرایش] روش حفظ کلمات معرفه (در مقابل نکره) در زبان عربی
| معرف شش بود مضمر،اضافه |
|
عَلَم، ذواللام،موصوف و اشاره |
[ویرایش] پیوند به بیرون