خداحافظ گاری کوپر

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

خداحافظ گاری کوپر، نوشته رومن گاری.

  • «لنی حتی نمی‌فهمید که چطور کسی می‌تواند خودش را راضی کند و در خصوص سیاست حرف بزند. مگر نه اینکه سیاست سرتاسرش ساخته‌ی دست دیوانه‌هاست
  • «-می‌دونی وقتی ناپلئون بناپارت پاک‌باخته با بار یک میلیون کشته روی دست از روسیه برگشت و زنش رو با یه نره‌خر تو رختخواب دید، چی گفت؟

-نه جس، نمی‌دونم. چی گفت؟ -گفت: خوب، عاقبت یک مساله شخصی! برای تنوع هیچ بد نیست.»

  • «مادرها عجیب گریزپا هستند. نسلشان دارد از میان می رود. به زودی دیگر جز در افسانه‌ها اثری از آنها پیدا نیست.»
  • «خصوصیات معنوی مردها بسیار به ندرت به چهره‌ی ظاهریشان شباهت دارد.»
  • «-ولی آخه چرا جدا بشیم؟ ما می‌تونیم تمام عمر با هم خوشبخت باشیم.

-وقتی دو نفر این جور که تو می‌گی به هم بچسبن، عاقبت کارشون به اونجا می‌کشه که اتومبیل و خونه می‌خرن و کار و کاسبی و بچه و این جور چیزها راه می‌ندازن. اون وقت دیگه رابطه شون عشق نیست. اسمش می‌شه زندگی.»

  • «او واقعا مرا دوست دارد. برای همین هم می‌خواهد اذیتم بکند... چون عشق خودش یک جور آدم‌کشی است.»
  • «آمریکایی‌ها٬ روس‌ها٬ چینی‌ها٬ همه و همه مخالف انقلاب بودند. چون به محض اینکه یک انقلاب به ثمر رسید معنیش این است که کلکش کنده شده.»
Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ