حسین پژمان بختیاری
از ویکیگفتاورد
حسین پژمان بختیاری متولد متولد سال ۱۲۷۹ هجری شمسی در تهران از شاعران ایرانی عصر قاجار و دورهٔ پهلوی
نمونه اشعار [ویرایش]
| اگر ایران به جز ویرانسرا نیست | من این ویرانسرا را دوست دارم. | |
| اگر تاریخ ِ ما افسانهرنگ است | من این افسانهها را دوست دارم. | |
| نوای ِ نای ِ ما گر جانگداز است | من این نای و نوا را دوست دارم. | |
| اگر آب و هوایَش دلنشین نیست | من این آب و هوا را دوست دارم. | |
| به شوق ِ خار ِ صحراهای ِ خشکَش | من این فرسودهپا را دوست دارم. | |
| من این دلکش زمین را خواهم از جان | من این روشنسما را دوست دارم. | |
| اگر بر من ز ایرانی رود زور، | من این زورآزما را دوست دارم. | |
| اگر آلودهدامانید، اگر پاک | من ای مردم، شما را دوست دارم. |
یا
| در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد | کس جای در این خانه ویرانه ندارد | |
| دل را به کف هر که دهم باز پس آرد | کس تاب نگهداری دیوانه ندارد | |
| در بزم جهان جز دل حسرت کش مانیست | آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد | |
| دل خانه عشقست خدا را به که گویم | کارایشی از عشق کس این خانه ندارد | |
| گفتم مه من! از چه تو در دام نیفتی | گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد | |
| در انجمن عقل فروشان ننهم پای | دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد | |
| تا چند کنی قصه اسکندر و دارا | ده روزه عمر این همه افسانه ندارد |