به همین سادگی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

فیلمی از سید رضا میر کریمی (1386)


طاهره  : ... من جایی ندارم برم. وقتی جایی نرم کفشم سالم می مونه دیگه.


علی (به طاهره) : مامان شغل تو چیه ؟ مگه خانه دار نمی شه ؟ طاهره :چرا؟ علی : میثم اینا زور میگن میشه cook, cook که نمیشه، خانه دار . . . میشه


علی: من بزرگ شدم یه یخچال می خرم، میزارم تو اتاق خودم.


طاهره : چرا باهاش حرف نمیزنی؟ امیر : یه چیزایی هست که وقتی بگی دیگه فایده نداره.


امیر :خونه قدیمی همینه دیگه طاهره:خونه قدیمی، آدم های قدیمی، خاطرات قدیمی.