بهاءالله

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویر بهاءالله

میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله، پایه‌گذار دین بهائی بود.او در شهر ادرنه ترکیه برای افراد مهمی مانند پاپ و ناپلئون بناپارت نامه نوشت.سرانجام فرزندش عبدالبها قبر او روضه مبارکه را در عکا ساخت و بهاییان را فرمان داد قبله از این به بعد کعبه نیست بلکه آرامگاه این مرد خدا میباشد.

دارای منبع[ویرایش]

  • «هر طیری را نظر بر آشیان است و هر بلبلی را مقصود جمال گل مگر طیور افئده عباد که بتراب فانی قانع شده از آشیان باقی دور مانده‌اند و بگِلهای بعد توجّه نموده از گُلهای قرب محروم گشته‌اند. زهی حیرت و حسرت و افسوس و دریغ که بابریقی از امواج بحر رفیق اعلی گذشته‌اند و از افق ابهی دور مانده‌اند.»[۱]
  • من لا ادب له لا ایمان له.
  • «براستی بشنو چشم فانی جمال باقی نشناسد و دل مرده جز بگُل پژمرده مشغول نشود زیرا که هر قرینی قرین خود را جوید و بجنس خود انس گیرد.»[۱]
  • ندایی شنیدم که میگفت ما تو را و قلم ترا یاری خواهیم کرد.نه پیام جنگ و خونریزی است و نه پیام جبر و زور بلکه پیام قلم است و علم و خرد.در حقیقت از شمشیر و کشتار و جهاد خبری نیست.شمشیر نیست که مشکلات را حل میکند بلکه قلم و اندیشه راهکارهای عصر نوین هستند.
  • «ترسم که از نغمه ورقاء فیض نبرده بدیار فنا راجع شوید و جمال گُل ندیده بآب و گِل باز گردید.»[۱]
  • ای پسر انسان ، تا هنگامی که خود خطاکار هستی ، از خطای کسی دم مزن و اگر جز این کنی ، ملعون خواهی بود و من بر این گواه هستم. " کلمات مکنونه عربی"
  • ای پسر انسان ، تو ملک منی و ملک من فناناپذیر است . چگونه از نیستی خویش می هراسی؟ و تو روشنایی منی و روشنایی من خاموش نمیشود . چگونه از خاموش

شدن خویش نگران هستی؟ و تو درخشش نور منی و درخشش نور من محو نشدنی است. و تو جامه ی منی و جامه ی من کهنه نمیشود. پس در محبت خود نسبت به من پابرجا باش تا مرا در افق اعلی بیابی. "از کلمات مکنونه عربی"

  • «حکمای عباد آنانند که تا سمع نیابند لب نگشایند چنانچه ساقی تا طلب نبیند ساغر نبخشد و عاشق تا بجمال معشوق فائز نشود از جان نخروشد.»[۱]
  • قفس بشکن و چون همای عشق بهوای قدس پرواز کن و از نَفْس بگذر و با نَفَس رحمانی در فضای قدس ربّانی بیارام»[۱]
  • «دوست بی‌رضای دوست خود در بیت او وارد نشود و در اموال او تصرّف ننماید و رضای خود را بر رضای او ترجیح ندهد و خود را در هیچ امری مقدّم نشمارد.»[۱]
  • همه ملتها با هم برابر هستند.دوست و دشمن معنا ندارد.دشمن را هم باید دوست داشت.اگر کسی به شما بدی کرد شما خوبی کنید.اگر کسی شما را کتک زد شما نوازش کنید.* «من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبغی له بان یسئل عن امه حاله فسوف یرجع الی اسفل الجحیم.»[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ کلمات مکنونه فارسی
  2. * گنج شایگان، ص ۷۸.
    • باب یازدهم: «منکرین امرالله»، مائده آسمانی، ج ۴، ص ۳۵۵.

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد بهاءالله اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

Search Wikipedia در میان مقاله‌ها از ویکی‌پدیا
Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikibooks در میان کتاب‌ها از ویکی‌نسک
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌گزارش
Search Wikispecies در میان گونه‌ها از ویکی‌گونه