بحث:محمد بن عبدالله

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو
  • صد حدیث از حضرت سول (ص)
  • هر چه فرزند آدم پيرتر مى‏شود، دو صفت در او جوانتر مى‏گردد: حرص و آرزو.
  • دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند، امت من صلاح مى‏يابد و اگر فاسد شوند، امت من فاسد مى‏شود: علما و حكام.
  • شما همه شبان و مسؤول نگاهبانى يكديگريد.
  • نمى‏توان همه را با مال راضى كرد اما به حسن خُلق، مى‏توان.
  • فقر بلاست. از آن بدتر، بيمارى تن، و از بيمارى تن دشوارتر، بيمارى دل است.
  • مؤمن همواره در جستجوى حكمت است.
  • از نشر دانش نمى‏توان جلو گيري كرد.
  • دل انسانى همچو پرى است كه در بيابان به شاخه درختى آويزان باشد، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زير و رو مى‏شود.
  • مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسايش باشند.
  • راه رهنمايى به كار نيك، آن است كه خود عامل آن كار باشيم.
  • هر دل سوخته‏اى را عاقبت پاداشى است.
  • بهشت زير قدم هاى مادران است.
  • در رفتار با زنان، از خدا بترسيد و درباره آنان، از نيكى دريغ ننماييد.
  • پروردگار همه يكى است و پدر همه يكى. همه فرزند آدميد و آدم از خاك است. گرامى‏ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.
  • از لجاجت بپرهيزيد كه انگيزه آن، نادانى و حاصل آن، پشيمانى است.
  • بدترين مردم كسى است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد، و باز از او بدتر كسى است كه مردم از گزند او در امان و به نيكى او اميدوار نباشند.
  • خشم مگير و اگر گرفتى، لختى در قدرت كردگار بيانديش.
  • چون تو را ستايش كنند، بگو اى خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمى‏دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه مى‏گويند قرار مده.
  • به صورت متملقين خاك بپاشيد.
  • اگر خدا خير بنده‏اى را اراده كند، نفس او را واعظ و رهبر او قرار مى‏دهد.
  • صبح و شامى بر مؤمن نمى‏گذرد مگر آن كه بر خود گمان خطا ببرد.
  • سخت ‏ترين دشمن تو همانا نفس اماره است كه در ميان دو پهلوى تو جا دارد.
  • دلاورترين مردم آن است كه بر هواى نفس غالب آيد.
  • با هواى نفس خود نبرد كنيد تا مالك وجود خود گرديد.
  • خوشا به حال كسى كه توجه به عيوب خود، او را از توجه به عيوب ديگران باز دارد.
  • راستى به دل آرامش مى‏بخشد و از دروغ شك و پريشانى مى‏زايد.
  • مؤمن آسان انس مى‏گيرد و مأنوس ديگران مى‏شود.
  • مؤمنين همچون اجزاى يك بنا همديگر را نگاه مى‏دارند.
  • مثل مؤمنين در دوستى و علقه به يكديگر مثل پيكرى است كه چون عضوى از آن به درد بيايد، باقى اعضا به تب و بى خوابى دچار مى‏شوند.
  • مردم مانند دندانه‏هاى شانه با هم برابرند.
  • دانش جويى بر هر مسلمانى واجب است.
  • فقرى سخت‏تر از نادانى و ثروتى بالاتر از خردمندى و عبادتى والاتر از تفكر نيست.
  • از گهواره تا گور دانش بجوييد.
  • دانش بجوييد گرچه در چين باشد.
  • شرافت مؤمن در شب زنده‏ دارى و عزت او در بى‏نيازى از ديگران است.
  • دانشمندان تشنه آموختن‏اند.
  • دست خدا با جماعت است.
  • پرهيزگارى جان و تن را آسايش مى‏بخشد.
  • هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگى كند، چشمه حكمت از دلش به زبان جارى خواهد شد.
  • با خانواده خود به سر بردن، از گوشه مسجد گرفتن، نزد خداوند پسنديده‏تر است.
  • بهترين دوست شما آن است كه معايب شما را به شما بنمايد.
  • دانش را به بند نوشتن در آوريد.
  • تا دل درست نشود، ايمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود، دل درست نخواهد بود.
  • تا عقل كسى را نيازموده‏ايد، به اسلام آوردن او وقعى نگذاريد.
  • تنها با عقل مى‏توان به نيكي ها رسيد. آن كه عقل ندارد از دين تهى است.
  • زيان نادانان بيش از ضررى است كه تبهكاران به دين مى‏رسانند.
  • هر صاحب خردى از امت مرا چهار چيز ضرورى است: گوش دادن به علم، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن.
  • مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمى‏شود.

50- من براى امت خود، از بى‏تدبيرى بيم دارم نه از فقر. 51- خداوند زيباست و زيبايى را دوست مى‏دارد. 52- خداوند مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد. 53- تملق، خوى مؤمن نيست. 54- نيرومندى به زور بازو نيست، نيرومند كسى است كه بر خشم خود غالب آيد. 55- بهترين مردم، سودمندترين آنان به حال ديگران‏اند. 56- بهترين خانه شما آن است كه يتيمى در آن به عزت زندگى كند. 57- چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نيك. 58- رشته عمل، با مرگ بريده مى‏شود مگر به سه وسيله: خيراتى كه مستمر باشد، علمى كه همواره منفعت برساند، فرزند صالحى كه براى والدين دعاى خير كند. 59- پرستش كنندگان خدا سه گروهند: يكى آنان كه از ترس عبادت مى‏كنند و اين عبادت بردگان است، ديگر آنان كه به طمع پاداش عبادت مى‏كنند و اين عبادت مزدوران است، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت عبادت مى‏كنند و اين عبادت آزادگان است. 60- سه چيز نشانه ايمان است: دستگيرى با وجود تنگدستى، از حق خود به نفع ديگرى گذشتن، به دانشجو علم آموختن. 61- دوستى خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكم تر شود. 62- آفت دين سه چيز است: فقيه بدكار، پيشواى ظالم، مقدس نادان. 63- مردم را از دوستانشان بشناسيد، چه، انسان هم خوى خود را به دوستى مى‏گيرد. 64- گناه پنهان به صاحب گناه زيان مى‏رساند، گناه آشكار به جامعه. 65- در بهبودى كار دنيا بكوشيد اما در كار آخرت چنان كنيد كه گويى فردا رفتنى هستيد. 66- روزى را در قعر زمين بجوييد. 67- چه بسا كه از خود ستايى، از قدر خود مى‏كاهند و از فروتنى، بر مقام خود مى‏افزايند. 68- خدايا! فراخ ترين روزى مرا در پيرى و پايان زندگى كرامت فرما. 69- از جمله حقوق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر او بگذارد و نوشتن به او بياموزد و چون بالغ شد، براي او همسر انتخاب كند. 70- صاحب قدرت، آن را به نفع خود به كار مى‏برد. 71- سنگين‏ ترين چيزى كه در ترازوى اعمال گذارده مى‏شود، خوشخويى است. 72- سه امر، شايسته توجه خردمند است: بهبودى زندگانى، توشه آخرت، عيش حلال. 73- خوشا كسى كه زيادى مال را به ديگران ببخشد و زيادى سخن را براى خود نگاه دارد. 74- مرگ، ما را از هر ناصحى بى‏نياز مى‏كند. 75- اين همه حرص حكومت و رياست و اين همه رنج و پشيمانى در عاقبت! 76- عالم فاسد، بدترين مردم است. 77- هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامى بدارند، بايد منتظر بلايى بود. 78- نفرين باد بر كسى كه بار خود را به دوش ديگران بگذارد. 79- زيبايى شخص در گفتار اوست. 80- عبادت هفت گونه است كه از همه والاتر طلب روزى حلال است. نيز نشانه خشنودى خدا از مردمى، ارزانى قيمت ها و عدالت حكومت آنهاست. 82- هر قومى شايسته حكومتى است كه دارد. 83- از ناسزا گفتن، به جز كينه مردم سودى نمى‏برى. 84- پس از بت پرستيدن، آنچه به من نهى كرده‏اند در افتادن با مردم است. 85- كارى كه نسنجيده انجام شود، بسا كه احتمال زيان دارد. 86- آن كه از نعمت سازش با مردم محروم است، از نيكي ها يكسره محروم خواهد بود. 87- از ديگران چيزى نخواهيد گرچه يك چوب مسواك باشد. 88- خداوند دوست ندارد كه بنده‏اى را بين يارانش با امتياز مخصوص ببيند. 89- مؤمن خنده‏ رو و شوخ است، و منافق عبوس و خشمناك. 90- اگر فال بد زدى، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردى، فراموش كن و اگر حسود شدى، خود دار باش. 91- دست يكديگر را به دوستى بفشاريد كه كينه را از دل مى‏برد. 92- هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد، مسلمان نيست. 93- خوشرويى كينه را از دل مى‏برد. 94- مبادا كه ترس از مردم، شما را از گفتن حقيقت باز دارد! 95- خردمندترين مردم كسى است كه با ديگران بهتر بسازد. 96- در يك سطح زندگى كنيد تا دل هاى شما در يك سطح قرار بگيرد. با يكديگر در تماس باشيد تا به هم مهربان شويد. 97- هنگام مرگ، مردمان مى‏پرسند: از ثروت چه باقى گذاشته؟ فرشتگان مى‏پرسند: از عمل نيك چه پيش فرستاده؟ 98- منفورترين حلال ها نزد خداوند طلاق است. 99- بهترين كار خير، اصلاح بين مردم است. 100- خدايا مرا به دانش توانگر ساز و به بردبارى زينت بخش و به پرهيزگارى گرامى بدار و به تندرستى زيبايى ده. بارالها ما را به اخلاق پسنديده زينت بفرما. منبع: نهج الفصاحه

ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار