باران کوثری

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو

باران کوثری (زاده ۱۳۶۴) بازیگر ایرانی.

[ویرایش] دارای منبع

  • «من بیشتر از هر مخاطبی نسبت به نقشم مسئولم. شهرتی که از طریق بازی به دست می‌یاری، موقعیت سینما به دست می‌یاری و اثری که با بازی و ساختن یک فیلم می‌تونی رو مخاطب تاثیر بذاری، پس باید از این شرایط خوب استفاده کنی.»

تارنمای خانواده سبز، ۸ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «به نظرم بازیگر خوب بازیگری است که هر وقت میره جلوی دوربین فکر کنه اولین سکانسشه و دست و پاش بلرزه، کسانی که اعتماد به نفس بالایی در کار بازیگری دارند، موفق نمی‌شوند.»

تارنمای خانواده سبز، ۸ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «باید واقعی بازی کنی، مردم ازت بازی می‌خواهند، حتی اگر چهره نباشی و پارتی نداشته باشی.»

** تارنمای خانواده سبز، ۸ آبان ماه ۱۳۸۵

تارنمای خانواده سبز، ۸ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «خصوصیت یک دوست خوب از نظر باران کوثری، معرفت است.»

تارنمای خانواده سبز، ۸ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «همه آدم‌ها رو باید خوب بدونی، مگه این‌ که خلافش ثابت شه و اگر ثابت شد، هم جرات گذشت رو به خودت بدی.»

تارنمای خانواده سبز، ۸ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «وقتی غمگین هستم گریه می‌کنم، از گریه نمی‌ترسم اما جلوی هر کسی گریه نمی‌کنم.»

تارنمای خانواده سبز، ۸ آبان ماه ۱۳۸۵

  • باران کوثری، اعتقادی به سوپر استار شدن ندارد:«نمی خواهم شعار بدهم، اما واقعا دلم نمی‌خواهد، چون سینما برای من هدف نیست، بلکه وسیله‌است.»

نشریه خانواده سبز، سال هشتم، شماره ۱۶۶، ۱۵ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «به نظرم بازیگر خوب، بازیگری است که هر وقت مقابل دوربین ظاهر می‌شود، فکر کند اولین سکانس تصویربرداری است و دست و پایش بلرزد، کسانی که اعتماد به نفس بالایی در کار بازیگری دارند، موفق نمی‌شوند.»

نشریه خانواده سبز، سال هشتم، شماره ۱۶۶، ۱۵ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «اگر بازیگر باشی، می‌مانی، مهم این است، خیلی‌ها با پارتی آمدند و رفتند، اما پرویز پرستویی می‌ماند، نه تنها در سینمای ایران، بلکه در هالیوود و بالیوود هم همین طور است، البته هستند اشخاصی که به خاطر چهره شان روی کار آمدند و سپس یک بازیگر جدی و عالی شدند، مهم این است که باید واقعا بازی کنید؛ چرا که مردم این را می‌خواهند، حتی اگر چهره نباشی و پارتی نداشته باشی.»

نشریه خانواده سبز، سال هشتم، شماره ۱۶۶، ۱۵ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «معجزه خیلی راحت اتفاق می‌افتد، به نظر من، ایمان انسان هاست که معجزه را می‌سازد.»

نشریه خانواده سبز، سال هشتم، شماره ۱۶۶، ۱۵ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «من خودم را جزو آن دسته بازیگرانی می‌دانم که بازی نقش مقابلم بر روی بازی من خیلی تأثیر دارد. البته این به این معنا نیست که بازیگر رو به روی تو با تجربه باشد شما چه آن ارتباط را با او بگیرید و چه نگیرید، می‌توانید چیزهای خوبی از او یاد بگیرید.»

هفته نامه همشهری جوان، سال سوم، شماره ۸۸، ۱۵ مهرماه ۱۳۸۵

  • «هنر بازیگر است که دیالوگ را به خودش نزدیک کند.»

هفته نامه همشهری جوان، سال سوم، شماره ۸۸، ۱۵ مهرماه ۱۳۸۵

  • «وقتی چیزی را می‌گویم فرق دارد با آن چیزی که بیان می‌کنم.»

هفته نامه همشهری جوان، سال سوم، شماره ۸۸، ۱۵ مهرماه ۱۳۸۵

  • «مرز نازکی است میان این که حاضر جواب باشی ولی گستاخ نباشی.»

هفته نامه همشهری جوان، سال سوم، شماره ۸۸، ۱۵ مهرماه ۱۳۸۵

  • «چیزهایی که یک مادر کارگردان به یک دختر بازیگر می‌دهد، بیشتر راجع به کلیات است نه جزییات.»

هفته نامه همشهری جوان، سال سوم، شماره ۸۸، ۱۵ مهرماه ۱۳۸۵

  • «شخصیت‌هایی که خیلی خوب در فیلمنامه پرداخت می‌شوند سهل و ممتنع هستند، برای اینکه همان قدر که آسانند، اجرا کردنشان سخت می‌شود.»

روزنامه قدس، شماره ۵۴۰۸، ۱ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «بازیگر مقابل برایم خیلی مهم است، اما همه کار این نیست که او بازیگر با تجربه‌ای باشد، این فقط یک بخش کار است، بازیگر مقابل نباید در ارتباط برقرار کردن خساست به خرج دهد.»

روزنامه قدس، شماره ۵۴۰۸، ۱ آبان ماه ۱۳۸۵

  • «آموختن لذتی دارد که هر چه در آن پیش می‌روی، بیشتر احساس تازگی می‌کنی.»

ماهنامه پیشگامان، شماره پیاپی ۲۲، آذر ماه ۱۳۸۵

  • «یاد گرفتم تا با نقش‌هایم انس بگیرم و در واقع خودم را در آنها حل کنم.»

ماهنامه پیشگامان، شماره پیاپی ۲۲، آذر ماه ۱۳۸۵

  • «در همه دنیا، هیچ چیز ارزشمندتر از والدین نیست، قدر و ارزش آنها را باید درک کرد. مهم نیست که مثلا مادر آدم کارگردان باشد؛ دکتر باشد؛ مشهور باشد؛ آنچه مهم است ارتباط بچه‌ها با آنهاست و احترامی که باید در این رابطه وجود داشته باشد.»

ماهنامه پیشگامان، شماره پیاپی ۲۲، آذر ماه ۱۳۸۵

  • «من، برای ورود به این سینما، تلاشی نکرده‌ام، ولی برای ماندن و مستقل شدن خیلی زحمت کشیده‌ام. من در مقابل همه آن‌هایی که استعدادشان از من بیش تر است و علاقه شان هم بیش تر است ولی راه ورود به سینما را ندارند، مسوول هستم.»

روزنامه سرمایه، شماره ۳۵۸، ۶ دی ۱۳۸۵

  • «شهرت برایم مهم نیست، چون خفاش شب هم شهرت داشت. ماجرا بر سر محبوبیت است. من، دیوانه محبوبیت هستم، یعنی می‌میرم که آدم‌ها برایم بمیرند.»

روزنامه سرمایه، شماره ۳۵۸، ۶ دی ۱۳۸۵

  • «همه دوست دارند که دوست داشته بشوند ولی این که کسانی که تو نمی‌شناسیشان، دوستت دارند، خیلی هیجان انگیز است. و مسوولیت می‌آورد.»

روزنامه سرمایه، شماره ۳۵۸، ۶ دی ۱۳۸۵

  • «پولش به این لحاظ مهم است که وقتی از راه بازیگری، پول بیش تری به دست می‌آوری، یعنی بازیگر بهتری هستی و بازیگری موفق‌تر است که محبوب‌تر باشد. البته محبوبیت نه به خاطر ظاهر و رنگ چشم‌هایت، این که تو یک بازیگر محبوب باشی، مهم تر است.»

روزنامه سرمایه، شماره ۳۵۸، ۶ دی ۱۳۸۵

  • «می خواهم به جایی برسم که آدم موثری باشم.»

روزنامه سرمایه، شماره ۳۵۸، ۶ دی ۱۳۸۵

  • «همیشه در زندگی‌ام، بیش تر از این که بابت چیزهایی که خودم ندارم، شاکی باشم، بابت چیزهایی که خیلی‌های دیگر ندارند، شاکی ام. برای این که من، خدا را شکر، در شرایط ایده آلی تربیت شده‌ام و در شرایط ایده آلی پرورش پیدا کرده‌ام. همه چیز برایم فراهم بوده. دلم می‌خواهد جایی را بگیرم که در شرایطی که در آن بزرگ شده‌ام، خجالت نکشم.»

روزنامه سرمایه، شماره ۳۵۸، ۶ دی ۱۳۸۵

  • «حتی در تلویزیون که شرایط بازیگری سخت است، یک پلان به خاطر دل هیچ مسوولی بازی نکرده‌ام. فقط به این فکر می‌کردم که من در مقابل کل نقشم مسوول هستم.»

روزنامه سرمایه، شماره ۳۵۸، ۶ دی ۱۳۸۵

  • «این خیلی بد است که زحمت بازیگر را برای به دست آوردن آن نقش را ببینی. نباید تماشاگر ببیند بازیگر چقدر زحمت کشیده.»

هفته نامه چلچراغ، شماره ۲۳۶، ۲۸ بهمن ۱۳۸۵

  • «حرفه‌ای بودن به نظر من یعنی عضو یک مجموعه باشی.»

هفته نامه چلچراغ، شماره ۲۳۶، ۲۸ بهمن ۱۳۸۵

  • «از بچگی همیشه به پدر و مادرم افتخار می‌کردم. خوشحال‌ام حالا به جایی رسیده‌ام که آن‌ها هم می‌توانند به من افتخار کنند.»

هفته نامه همشهری جوان، سال سوم، ۲۶ اسفند ۱۳۸۵

  • «برای من جذابیت اصلی بازیگری پشت صحنه ست. بازیگری به نظرم جذاب ترین کار دنیاست و دلیلش هم پشت صحنه‌است، آن زمانی که آدم دارد با نقشش زندگی می‌کند.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «همه در مورد بازیگر نظر می‌دهند. بازیگر می‌شود نماینده همه چی و باید بتواند هر مخاطبی را نگه دارد.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «در نهایت همه بازیگرها خودشان اند. به هر حال هر آدمی یک حرکات محدودی ازش برمی آید. ولی مهم این است که تصمیم بگیرد برای هر لحظه کدام تجربه شخصی اش را در اختیار بگیرد.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «مشکل فیلم نامه‌ها گاهی این است که مثلا رابطه خواهر و برادری یا پدر و دختری را می‌خواهند توی محتوای حرف‌هایی که می‌زنند نشان بدهند. در حالی که این به بافت رابطه ربط دارد.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «خیلی اعتقاد دارم که فیلم در نهایت مال کارگردان است.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «همه چیز باید در خدمت خواسته کارگردان باشد، حتی بازی بازیگر.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «بازیگری تقلید نیست، حتی تقلید از واقعیت. همه شخصیت‌های ماندگار آن‌هایی بوده که بر اساس یک آدم در دنیای بیرون الگوبرداری نشده‌اند، بلکه خلق شده‌اند.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «یک وقت‌هایی حتی شخصیت‌ها هم ادا هستند. ادای یک کاراکتر درآورده می‌شود.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «وقتی آدم می‌بیند بازیگر دارد نقش کسی را بازی می‌کند که زجر می‌کشد، نباید زجر خود بازیگر را ببیند.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «هر چیزی که آدم را عوض کند خوب است.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «باید نقش را در نظر بگیرید، فیلم را در نظر بگیرید. این‌ها خیلی مهم است برای این که آدم بخواهد بازی کسی را ارزیابی کند.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «یک چیزی در بازیگری خیلی مهم است و آن این است که آدم هیچ وقت به یک اعتماد به نفس کامل نرسد.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «اعتماد به نفس زیاد فرصت تجربه کردن را از آدم می‌گیرد.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «نکته دیگر در بازیگری این است که آدم درگیر دیده شدن نشود. این که مردم چه می‌گویند یا منتقدان. درگیر هر کدام از این‌ها شدن، آدم را به شدت محدود می‌کند و فرصت تجربه کردن را از آدم می‌گیرد.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

  • «آدم فقط بر اساس فیلم‌نامه نمی‌تواند تصمیم بگیرد. باید کارگردان را درنظر بگیرد و بقیه عوامل را.»

ماهنامه فرهنگی هنری هفت، سال پنجم، شماره ۳۶، اردیبهشت ۱۳۸۶

[ویرایش] پیوند به بیرون

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ