احمدرضا احمدی
از ویکیگفتاورد
احمدرضا احمدی شاعر و نویسندهی ایرانی
- «از همسایهها دلگیر هستم/میگویم آیا این ستمگری نیست/که هنگام عبور بهار از پشت پنجرهام/مرا خبر نکردید؟/سکوت میکنند/سکوت همسایهها برای من دشنام است./.../به خانه میآیم/در فرهنگ لغت به دنبال کلمه بهار هستم/در غیبت بهار همه کلمات فرهنگ بیمعنی و پوچ است/در غیبت بهار رنج، هراس، بیم، تردید، حرمان، وحشت را از یاد نبردهام/به دنبال تسلی هستم/چه کسی باید در غیبت بهار مرا تسلی دهد/میخواهم بخوابم/پرندهای به پنجرهی من نوک میزند/از پنجره با حرمان جهان را نگاه میکنم/جهان ناگهان غرق در شکوفهها، گلهای شقایق و بنفشه است/پنجره را باز میگذارم/باران میبارد/در باران میگویم/بهار را یافتم/بهار آمد»