آشفته شیرزای

از ویکی‌گفتاورد

پرش به: ناوبری, جستجو


[ویرایش] بدون منبع

  • «آشفته، پا ز سلسله زلف او مکش// عمری که صرف عشق نگردد بطالت است»

Incomplete list.svg این نوشتار ناتمام است. با گسترش آن به ویکی‌گفتاورد کمک کنید.